روابط دو طرفه میان کشورهای خلیج فارس با ایران، تنشآمیز است و کشورهایعربی همواره از دخالتهای ایران در امور
داخلی خود گله دارند. ایران همچنین جزایر سه گانه امارات را اشغال کرده و هر از
گاهی بحرین را یکی از استانهای خود خوانده و مدعی
انضمام آن به خاک ایران میشود. با این حال روابط، کماکان برقرار بوده و هیئتهای
مختلف در رفت و آمد هستند.
کشورهای خلیج فارس
صبری طولانی دارند، ولی من نگرانم که قبل از خاتمه این صبر، فاجعهای ساخت ایران،
در دریا اتفاق بیافتد که تمامی منطقه را آلوده کند. آن زمان لابد دیگر دیر شده و
نسلهای آتی از سیاست سکوت در قبال رفتارهای ایران گلایه خواهند کرد، زمانی که آبها
آلوده شده و خشک و تر را با هم میسوزاند.
بعد از زلزلهای که در
ایران آمد، کشورهای عربی خلیج فارس به سرعت تاثیر این زلزله را بر خود تکذیب
کردند؛ گویی وظیفه آنها تکذیب کردن و وظیفه ملتهایشان، گوش دادن به این تکذیبیهها
است، بدون اینکه به آنها در مورد میزان تاثیر زلزله در نزدیکی نیروگاه بوشهر و
تاثیر آن بر زندگی مردم و آینده نسلهایشان آگاهی داده شود. در حقیقت چنین زلزلهای
خسارت سنگینی را از نظر سلامتی، انسانی، طبیعی و مادی وارد خواهد کرد.
جنوب شرق ایران اخیرا
شاهد بزرگترین زلزله نیم قرن اخیر بود که دهها کشته بر جای گذاشته و چندین کشور
خلیج فارس و همچنین هند را لرزاند. این زلزله تنها یک هفته پس از زلزله ۶ ریشتری
بوشهر رخ داد که چهل کشته در پی داشته و ترس و نگرانی را از گسترش تشعشعات هستهای
افزایش داد؛ هر چند که تهرانو مسکو
وارد آمدن هرگونه آسیب را به نیروگاه بوشهر تکذیب کردند.
حقیقت این است که
مردم خلیج فارس از خطر نشت تشعشعات هستهای از نیروگاه بوشهر نگران هستند. در
صورتی که این اتفاق ویرانگر رخ دهد، زندگی مردم منطقه در خطر قرار میگیرد؛ به
خصوص که بوشهر بیشتر از آنکه به تهران نزدیک باشد؛ به کویت، ابوظبی، دوحه، منامه و
شرق عربستان نزدیک است.
در روزهای اخیر و پس
از زلزله بوشهر، بسیاری از مردم خلیج فارس از طریق شبکه یوتیوب پای صحبتهای «دکتر
عمر بن عبدالعزیز الزید» نشستند که پیش از این نیز هشدارهای فراوانی در مورد تاثیر
نیروگاه بوشهر بر زندگی مردم منطقه داده بود. حقیقت این است که نیروگاه بوشهر ۱۶۰۰
کیلومتر با تهران فاصله دارد در حالیکه فاصلهاش با کویت تنها ۲۰۰ کیلومتر است.
ایران، کشورهای خلیج فارس
را از نظر سیاسی تحریک کرده و در عین حال سیاستی در پیش گرفته که کوچکترین
اطلاعاتی را در مورد چگونگی فعالیت هستهای خود فاش نکند. حجم نگرانی از تشعشعات
هستهای و شایعات پیرامون آن بسیار زیاد است و با هر زلزلهای نیز این نگرانی
افزایش مییابد. با این حال ایران به صدای همسایگانش و هشدارهای جامعه بینالملل
گوش نمیدهد و این امر باید باعث شود که کشورهای خلیج فارس به شورای امنیت شکایت کرده و از آژانس بینالمللی انرژی
اتمی بخواهند تا کمیتهای را برای بررسی تاثیر زلزله اخیر بر نیروگاه بوشهر به این
شهر اعزام کند.
زید در صحبتهایش گفت
آبی که مردم در ریاض و دیگر کشورهای عربی میآشامند، از آب خلیج فارس تصفیه شده و
تبدیل به آب قابل شرب میشود و اگر زلزلهای قوی رخ دهد و تشعشعات هستهای در
منطقه نشت کند، زندگی اهالی این کشورها نابود شده و آنها یک قطره آب برای نوشیدن
پیدا نخواهند کرد.
وی افزود: «اگر
زلزله اخیر اندکی قویتر بوده و مثلا نزدیک به هشت ریشتر بود، نیروگاه بوشهر شکاف
خورده و تشعشعات رادیو اکتیو به بیرون نشت میکرد و در نتیجه مردم خلیج فارس از
تشنگی میمردند.»
زید گفت که رشته کوههای
زاگرس در نزدیکی نیروگاه بوشهر، یک مرکز زلزله به حساب میآید و دانشمندان و زمینشناسان
در مورد آن بارها صحبت کردهاند. آنها گفتهاند که به زودی زلزلهای در این منطقه
رخ میدهد. زید گفت: «مردم خلیج فارس و شورای همکاری باید به سازمان ملل و شورای امنیت شکایت کرده و شر این نیروگاه را از سر خود
کم کنند؛ چرا که زندگی و طبیعت را سرانجام ویران خواهد کرد. اگر تشعشعات رادیو
اکتیو از این نیروگاه نشت کند، خشک و تر را با هم میسوزاند و نسلها را بر باد میدهد
چرا که اثر این تشعشعات صدها و بلکه هزاران سال در منطقه باقی میماند.»
زید معتقد است، ایران
به خوبی میداند که بوشهر روی خط زلزله است، ولی اهمیتی به آن نمیدهد چرا که خود
از آسیبهای آن در امان است، زیرا بین بوشهر و تهران سلسله جبال زاگرس با پنج هزار
متر ارتفاع وجود داشته و ۱۶۰۰ کیلومتر نیز با تهران فاصله دارد، در حالیکه این
نیروگاه به قطر، امارات و کویت بسیار نزدیک است.
زید همچنین گفت که
ایران از نفت و گاز و آب منطقه عربی اهواز استفاده کرده
و این نیروگاههای شوم را نیز در این منطقه تاسیس کرده، ضمن اینکه فنآوری روسی در
ساخت نیروگاههای هستهای بسیار ضعیف و بد بوده و مثال بارز آن نیز «فاجعه
چرنوبیل» است.
ایران، کشورهای خلیج فارس
را از نظر سیاسی تحریک کرده و در عین حال سیاستی در پیش گرفته که کوچکترین
اطلاعاتی را در مورد چگونگی فعالیت هستهای خود فاش نکند. حجم نگرانی از تشعشعات
هستهای و شایعات پیرامون آن بسیار زیاد است و با هر زلزلهای نیز این نگرانی
افزایش مییابد. با این حال ایران به صدای همسایگانش و هشدارهای جامعه بینالملل
گوش نمیدهد و این امر باید باعث شود که کشورهای خلیج فارس به شورای امنیت شکایت
کرده و از آژانس بینالمللی انرژی اتمی بخواهند تا کمیتهای را برای بررسی تاثیر
زلزله اخیر بر نیروگاه بوشهر به این شهر اعزام کند.
کشورهای عربی همچنین
باید از نقش نظارهگر خارج شده و خواستار پیوستن به روند دیدارها و مذاکرات میان
غرب و ایران در پرونده هستهای این کشور شوند، چرا که خود پیش از همه از نیروگاه
بوشهر تاثیر میگیرند و باید به جای نظارهگر بودن و توان نداشتن برای تاثیر بر
نتیجه بازی، وارد این روند شده و از هرگونه تفاهم غربی ـ ایرانی که منافع آنها را
تامین نکند، جلوگیری کنند.
* از: جمیل الذیابی / در: الحیات / مترجم:
علی مهتدی - ایران در جهان
لازم به ذکر است نویسنده مقاله در عنوان مقاله خود، خلیج فارس را با نام دیگری عنوان کرده بود که صاحبان وبلاگ حفاظت از بوشهر، آن را با نام حقیقی خود یعنی خلیج فارس درج نموده اند.
No comments:
Post a Comment